حسن حسن زاده آملى
2
ممد الهمم در شرح فصوص الحكم ( فارسي )
حمد را به اقسام سه گانه اش ، هم در مصدر كه حق جلّ و علاست مىگوييم ، هم در مظهر كه بنده است . حمد قولى كه به زبان مىآوريم و الحمد لله مىگوييم . چه خوب است كه همهء حمدها و تسبيحها را آن طورى بگوييم كه در قرآن مجيد از زبان حق جلّ و علا آمده و تسبيحات و حمد ملائكه و انبيا و تسبيح و تقديس آنها را حكايت مىفرمايد . انسان هم زبان و ذكرش را تأسيا بأنبياء و اولياء و ملائكة الله عادت دهد و آن گونه كه در قرآن آمده آن طور ذكر كند . « 1 » حمد عبد به اقسام سه گانه اش حمد قولى ، مثلا مىگوييم الحمد لله رب العالمين . شكرا لله . حمد فعلى ، آن است كه بنده به حمد فعلى تن دهد ، عبادت كند ، وقف حق جلّ و علا باشد . در تمام افعالش ، خيراتش ، عباداتش وجه الله را بخواهد . سورهء مباركهء هل أتى را كه دربارهء أبرار كمّل اولياء الله ، امير المؤمنين و همچنين اهل بيت پيغمبر ( ص ) حضرت فاطمه ، امام حسن و امام حسين ، آمده مىفرمايد : آن بندگان خدا به آن أسير و يتيم و مسكين فرمودند : * ( إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْه الله ) * چشم طمع به مردم نداشته باشيد . تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن كه خواجه خود صفت بنده پرورى داند هدف اين باشد كه به كوى او قدم بردارى . هر عضوى روى فطرت تكويني الهى خود كار كند ، آن كار حمد آن عضو است . در هر حال انسان لله ربّ العالمين باشد . و الحمد لله على كل حال . دون مقام انسان است كه براى اطفاى شهوت و آتش و غضب و . . . كار كند . غذا مىخورد براى ابقاى طبيعت خودش . سنّة الله بر اين جارى است كه انسان همسر داشته باشد و جز از اين راه زندگى اداره نمىشود . خدا را ببيند ابقاى نسل را ببيند . انسان بايد خيلى بلند نظر باشد . حمد حالى ، به حسب روح و قلب است . در كوى ما شكسته دلى مىخرند و بس بازار خود فروشى از آن سوى ديگر است به گونه اى كه انسان خودش حمد بشود . وجودش دار الحمد باشد كه از عالم عقول است .
--> « 1 » تشبّها به مردم بيدار ما اين كار را كرديم و از ابتدا تا انتهاى قرآن هر جا كه خداوند از زبان خودش خودش را و از زبان ملائكه حق جلّ و علا را ستود چگونه ستودن آنها را جمع كرديم . چه بهتر كه شما هم براى حمد كردن به قرآن تأسى جوييد .